sanaz
@saanaaz
#ژن_ژیان_ئازادی #نه_به_اعدام
اینجا در مورد مرجان ساتراپی بحثهایی شکل گرفت گفتم شاید دوست داشته باشید این مطلب امیلی امرایی رو بخونید.
یه نفر این توییت رو کوت کرده بود نوشته بود دلم براشون میسوزه من کامنت گذاشتم خندهداره دل سوختن نداره. دوست چندین سالهام با برچسب اصلاحطلبی وخونشوری و کلی حرف دیگه بلاک آنبلاکم کرد. دوستی که فقط مجازی نبود و خونهی هم میرفتیم و با هم هفت هشت سال در ارتباط بودیم گفت دیگه دوستم نیستی.
فرقش اینکه اونموقع اخوان شعر زمستان است رو گفت. الان هیچکس توییت میکنه کیرخر.
امیر شکوری حامی حیوانات بود. در مراسم چهلم او، خانوادهاش بستههایی غذای خشک برای سگهای خیابانی آماده و پخش کردند.
این صفحهی متین منانی از آسیبدیدههای چشمیه اگه وقت و حوصله دارید یه سر به صفحهاش بزنید و ازش خرید کنید.
ما هم یه آشنایی داشتیم وقتی میرفت بیرون در رو قفل میکرد وکلید به زنش نداده بود. یه عیاشی بود که لنگه نداشت.
زنی تمیزکار و تنها که شوهر معتادش ترکش میکنه. در تمام زیارتگاههای شهر نذر میکنه که شوهرش برگرده. تلاش میکنه که زنی مستقل باشه و از لحظات زندگیش لذت ببره اما رویای برگشتن شوهر تمام تلاشش رو برباد میده...
داستان خانوادهی مراکشی که بعد از تجاوز و خودکشی دخترشان زندگیشان زیرورو می شود و هر روز مرگ و افسردگی رو زندگی میکنند. مرد به خاطر زن و فشاری که برای داشتن پول به او میآورد غرق در فساد اداری میشود مثل اکثر مراکشیها با رشوه زندگی میگذرانند. با آمدن مهاجری موریتانیایی زندگی آنها کمی تغییر میکند...